ارسال خبر   |  دعوت به همکاری   |  درباره ما   |  تماس با ما   |  آرشیو   |  جستجوی پیشرفته   |  قیمت خودرو                
 صفحه نخست |    اقتصاد |    سیاست |    جامعه |    ورزش |    فرهنگ و هنر |    عکس |    ویدیو |    شرکت ها |    سراسر ایران |    ماهنامه اقتصادی تیترصبح  
پنجشنبه، 26 مرداد 1396 - 06:05   
  آخرین عناوین اخبار :  
 
 
 اخبار داغ

کشف هویت دو سر بریده در تهران

  کشف هویت دو سر بریده در تهران


  نامشخص‌بودن تکلیف ٢٨ میلیارد تومان در شهرداری


  خداحافظی نعمت زاده از وزارت صنعت


  وزیر اطلاعات نباید اجازه دخالت نهادهای دیگر در حیطه کاری وزارت را بدهد


  دومین روز بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی دولت دوازدهم


  سلطانی‌فر دغدغه جوانان را به خوبی می‌شناسد


  حجتی وزیری است که به موضوع کارش تسلط دارد


  رحمانی فضلی سه انتخابات را با موفقیت برگزار کرد


 
 
 چند رسانه ای

فینالیست خنداننده شو از حواشی مسابقه پرده برداشت

  فینالیست خنداننده شو از حواشی مسابقه پرده برداشت


  واکنش مدیر تلگرام به اظهارات قاضی پور


  رسانه‌های اجتماعی جوانان را به رفتارهای خشن ترغیب می کند


  انتقاد کاربران از بی نظمی مجلس در جلسه رای اعتماد


  نحوه غیرفعال کردن پست های تبلیغاتی اینستاگرام


  عکس جنجالی آزاده نامداری در فرودگاه میلان


  علت قطع تلگرام در تهران چیست؟


  هر ایرانی در ۱۸ کانال تلگرامی عضو است


 
 روانشناسی و موفقیت
مثبت‌نگری به معنی تمرکز روی زیبایی‌های زندگی است
  مثبت‌نگری به معنی تمرکز روی زیبایی‌های زندگی است

  چگونگی برخورد با شوهر عصبانی!

  زنگ خطرهای جرایم آسیب‌زا به کودکان

  کودکان، قربانی اصلی اعتیاد والدین هستند

  درک تفاوت بین شوخی سالم و ناسالم

  راهکارهایی برای گذر از شکست عشقی

  9 اثر منفی استرس برای بدن

  صحبت های های مردانه پدر و پسری که باید به پسرتان بگویید

- اندازه متن: + -  کد خبر: 54232صفحه نخست » جامعهشنبه، 27 خرداد 1396 - 15:57
/یادداشت/ناصر بزرگمهر
جامعه بدون خبرنگار می‌میرد
جهان مجازی پر می‌شود از خبر فحاشی یک هنرپیشه به یک خبرنگار، اگر هنرمندانی چون انتظامی و مشایخی و جمیله شیخی و پروانه معصومی... را هنرمندانی درجه یک بدانیم و نسل نیکی کریمی و لیلاحاتمی و امین تارخ و پرویز پرستویی و ده‌ها هنرمند ارزشمند را درجه دو نامگذاری کنیم،
  
به گزارش تیتربرتر، هنرپیشه‌هایی از قبیل خانم فلان و آقای بهمان در رتبه‌های ۳ و ۴ و ۵ جای می‌گیرند که گاهی به کمک یکی دو تهیه‌کننده تلویزیونی و عکس روی جلد چند نشریه برای مدتی با تاریخ مصرف محدود مردم را سرگرم می‌کنند تا جایگزین بعدی متولد شود. حالا یکی از این درجه چندی‌ها فحاشی کرده است، در هر صنفی فحاش، باسواد، سالم، بیمار وجود دارد، البته چهره‌ها به دلیل اینکه الگو هستند باید رفتار و کردار و گفتار مناسب‌تر داشته باشند، اما حالا یکی دو نفر این‌گونه نیستند، خیلی نگران نشویم. از این فرصت استفاده می‌کنم و از حرفه روزنامه‌نگاری می‌گویم.
 
جورج اورل، نویسنده و خبرنگار مشهور، سال‌ها قبل این جمله معنادار را گفته است که: «روزنامه‌نگاری یعنی انتشار چیزی که بعضی‌ها نمی‌خواهند منتشر شود.»و امروز باید اضافه کرد که اگر هم منتشر شود، خبرنگار باید کتک بخورد و تهمت و افترا را هم تحمل کند.متاسفانه آن چیزی که بعضی‌ها می‌خواهند منتشر شود، دیگر اسمش روزنامه‌نگاری نیست، روابط عمومی است، تبلیغات است، دروغ‌پردازی است، و به طور مثال انتقاد سازنده است.باید باور کنیم هیچ حادثه‌ای بدون حضور خبرنگاران و عکاسان حرفه‌ای و ثبت لحظات آن در جهان امروز امکان‌پذیر نخواهد بود، و شهروند خبرنگار از دل سانسور و به کمک فناوری متولد شده و راه برگشتی در مسیر اطلاع‌رسانی وجود ندارد.
 
خبرنگاران حرفه‌ای و آماتور شرایط تاریخ را تغییر داده‌اند.از اهمیت وجود خبرنگاران حرفه‌ای و روزنامه‌نگاران توانمند و جایگاه قلم و تاثیر آن در افکار عمومی، در هزاره سوم میلادی چه بگویم که برای بیخردان، تازگی و جای تامل و اندیشیدن داشته باشد.یک روز خبرنگاری که چشم و گوش مردم است به‌دست نماینده‌ای کتک می‌خورد و روزنامه‌نگاران رنجیده خاطر می‌شوند و من همان زمان هم نوشتم که نماینده تراکتور خود را می‌راند و آواز خود می‌خواند و خبرنگار کتک‌خورده همچنان کتک خورده می‌ماند.
 
***‌ 
بارها نوشته‌ام که روزنامه‌نگاری نوعی بند بازی بدون چوب تعادل است، بدون طناب نگهدارنده روز مبادا است، بدون تشک نرم زیرپاست.خبرنگاری، حرفه پرخطری است که یکی را در جبهه جنگ به شهادت می‌رساند و دیگری را در میانه یک دعوای خیابانی مجروح می‌کند و سومی را در خانه امن ملت مضروب می‌سازد وآخری هم از سوی یک هنرپیشه درجه چندم، بی‌سواد خوانده می‌شود و یک مطرب معلول ذهنی هم به او می‌خندد. روزنامه‌نگار متولد می‌شود، تحصیل می‌کند و حرفه ارتباطی را انتخاب می‌کند تا بتواند ارتباطات انسانی را گسترش دهد. خبرنگار تلاش می‌کند تا بتواند بخشی از نهفته‌های درون جامعه خود را به چشم و گوش دیگرانی برساند که صبح را در هیاهوی زندگی به شب می‌رسانند و نان خود می‌خورند و بار خود می‌برند.
 
روزنامه‌نگار مسیر سخت معبر نادانی را با قلم خود هموار می‌کند تا راهی برای عبور کودکان چشم بسته فردا باز کند.خبرنگار، کارگر معدن است، او در لایه‌های پنهان مسائل اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، هنری، ورزشی، مذهبی، قضایی و امنیتی و... به دنبال کشف طلای وجود کسانی است که در میانه سیاهی زغال‌سنگ‌ها گمشده‌اند.
 
البته چه مظلوم است این فرزند خلف دموکراسی، این رکن چهارم مشروطیت، این چرخ پنجم آزادی، این خواهرخوانده دنیای مجازی، این برادرخوانده صنعت چاپ، این واژه‌های رهاشده در تاریخ، این کلمات تاریخ‌ساز، این خون‌دل خوردن‌های انتشار یک خبر، یک گزارش، یک گفت‌وگو، این پلکان ترقی وزیر و وکیل، این آسانسور شهرت فوتبالی است و بازیگر و خواننده و نوازنده و هنرمند و بی‌هنر، این رسانه‌های همیشه حاضر، این خبرنگاران زحمتکش، این شهیدان زنده همیشه غایب، این روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها و ماهنامه‌ها و ویژه‌نامه‌ها و میکروفون‌های رادیو و تلویزیون که در سرزمین‌های آفتاب شرق، هرروزبا توهین این و آن غروب می‌کنند.
 
در یادداشت «مدیریت خشم» نوشتم که خشم به دلایل بسیار کم‌اهمیت و گاهی بی‌اهمیت روی می‌دهد که از سوءتفاهم یا بدفهمی یا غرض‌ورزی‌های فردی نشات می‌گیرد که با گذشت زمان بی‌رنگ می‌شود، اما زخم ناشی از عصبیت و خشم بر دل کسی یا کسانی برای همیشه باقی می‌ماند. «خشم» در هر حالتی و به هر دلیلی و از سوی هرکسی نشانه بی‌خردی است، با رشد اندیشه و قدرت‌تفکر، عصبیت کاهش می‌یابد، کسانی که با داشتن مدارک تحصیلی بالا و جایگاه اجتماعی، به هردلیلی قادر به کنترل خشم خود نیستند، نیاز به روانکاوی و مراقبت پزشکی دارند. 
 
به طور حتم این قصه را هم شنیده‌اید که کودکی بر بدنه اتومبیل پدر خطوطی را کشید و پدر در عصبیت انگشتان فرزند را قطع کرد و بعد متوجه شد که بچه روی اتومبیل نوشته است، پدر دوستت دارم.
 
همه فجایع و قتل‌ها و دعواها و کتک‌کاری‌ها و فحاشی‌ها در طول تاریخ از لحظه عصبیت و خشم سرچشمه گرفته است، ضریب روحی و روانی انسان‌ها باتوجه به گرفتاری‌های دنیای ماشینی و وضعیت اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی جوامع به طور کامل تغییر کرده است، توان انسان‌ها کاهش‌یافته، صبوری از جامعه رخت بربسته، اخلاق در سقوط قرار گرفته و آدمی آماده انفجار لحظه‌ای است. در چنین شرایط سختی است که باید از انسان این مخلوق برتر خداوند انتظار صبر و بردباری در برابر یکدیگر داشته و مدیریت خشم را به همگان توصیه کنیم.«معذرت می‌خواهم، اشتباه کردم، جبران می‌کنم، » واژه‌های شرافتمندانه‌ای هستند که جهان بدون آنها می‌میرد، همان‌طور که جامعه بدون خبرنگار می‌میرد. چرا سیاستمداران، هنرمندان، ورزشکاران و همه آنها که مردم به نام و چهره‌شان دل می‌بندند، ازفرهنگ عذرخواهی بهره نمی‌برند؟
 

منبع: صمت

 

 

انتهای پیام/

 

سفیدسنگ در صدر جدول لرزه‌ خیزها

آدرس کانال خبری تیتربرتر:        telegram.me/TitreBartar

ماهنامه اقتصادی تیترصبح را در تیتربرتر دنبال کنید:

سفیدسنگ در صدر جدول لرزه‌ خیزها           

پست الکترونیکی:

 

   
  
کلیدواژه ها: جامعه - خبرنگار - یادداشت - ناصر بزرگمهر -


اضافه نمودن به: Share/Save/Bookmark

نظر شما:
نام:
پست الکترونیکی:
نظر
  لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.
در غیر این صورت، «تیتربرتر» مطلب مورد نظر را رد یا بنا به تشخیص خود با ممیزی منتشر خواهد کرد.

  کد امنیتی:
 
 
 
 
نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری تحلیلی تیتربرتر بلامانع است.
info@titrebartar.ir
پشتیبانی توسط: خبرافزار